چشم هایم خراب است و کور ولی لامصب بوی تو !معلوم است خوشگلی!

یک:
شعرهای من ... بی تو کیفیت ندارند ...
کافی است بیائی ...
بیت ها " شعله ور " شوند!...
دو:
غم با دو حرفش ... مرا به آتش کشید و رفت ...
بهشت با چهار کلید نتوانست ... عشق را نگه دارد!
سه:
عجیب درپی شنیدن صدای شما دویده ام ...
" نفس نفس!" ببخشید نمی شنوم!صدای شما!...


چهار:
گلویم را بریده است تیغ حسرت شما ...
خون چکیده از دو چشم من ... اعتراض من است!
پنج:
روی دیوانگی من ... همیشه حساب بازکن...
که ثروت دیوانگیم ... از ثروت دنیام ... جداست!...
شش:
مزار شش گوشه ات بوی علی (ع) می دهد ... " امشب"...
ویژه است نگاه علی(ع) به آل علی (ع) و دوستدارعلی(ع)...

هفت:
قربون خدا برم که خرم هنوز زنده است ...
پرایدم دم دره و خونه ی ویلائی و باغمو هنوز دارم ...
همه رو داشتم می فروختم برم کره!...
مامانم نذاشت !...گفت: نگین دخترخالت بهتره ...بمون! ولی من چرا موندم؟!
به خاطر سریال دونگی!...
یعنی از امپراطور یاد گرفتم!
عشق دونگی رو تو دلم نگر دارم ... با یکی دیگه زندگی کنم!!!
الان با خرم و پرایدم و خونه ی ویلائیم و یکی دیگه!!!....
ولی می دونم که بالخره یه روز می رم کره!!!!....
هشت:
ترومپ!
نکش کش دلارو آرامش باش !
دریو اس تو ...مخالف تحریم نیست!
نه:
پراید:
خیل خوب چقدداد می زنی بوگاتی؟... چیزی نشده پورشه رو بردیم روکش طلا کردیم!
بوگاتی:
تو چطور تونستی پسر منو تو شهری مثل تهران انگشت نما کنی؟چطور بگو؟
پراید:
بابا!یه کیلو از طلاهای ننه خاورو بردیم فرید دست طلا آب کرد ریخت روش!
بوگاتی:
بچه سوخت!ایییییییی واییییییییییییی مادر ت بمیره پورشه!
پورشه:
نه مامان!ما خودلدئیم!!!تازه دختلای نیاولان داشتن نیگامون می کردن!
بوگاتی:
غلط می کردن!پاشو پاشو پراید بچه رو ببر بشور!
پراید:
بابا توام با این طرز فکرت!
 ننه خاور:
کول باشان گویوم آروات!!!


ده:
رهبرم ...
عید سعید غدیر مبارکتان ...
عید انتخاب ولایت ... مبارکتان ...
یازده:
همیشه بودن کسائی که بخوان با اعتقادات مردم بازی کنن یا با تضعیف اونا به اهدافشون برسن ...
حضرت علی(ع) جایگاهی دارن که با بی احترامی و نادیده گرفتن و تضعیف تکون از تکون نمی خورن ... بدلیل دیدگاه و تلاششون برای انسانیت ...
توسل به ایشون افتخاره وکسی منکرش نیست ...
 من که از برکات و توجهات ایشون فیض می برم و لذت ...
انشالله باشیم کسی که عشقمون به مولا علی(ع) تموم نشه ...

دوازده:
نمی تونم بگم اتفاقی که نبود ...ولی ...
از انتخاب تیاتر گوژپشت نتردام خوشحالم چون با چشم خودم اون توانائی باورنکردنی درصدارو دیدم ...
زحمت بسیاری کشیده بودن براش ...
از آقای اشکان صادقی متشکرم ... برا ایشون و خانم دل شکیب و خانم قالیچی و دیگر همکارانشون آرزوی موفقیت دارم ...
ممنون از لحظات خوبی که می سازید ...
عکس های وبلاگ مربوط به این تیاتر پراز ترانه های عالی ست ..." پاپرا پرفورمنس"

سیزده:
علی(ع) را نمی توان کشت ... که عشق علی(ع)...
از عشق جاری است و با خدا همراه...

چهارده:
روزتون خوش و ایام به کام


منبع این نوشته : منبع
پراید ,ایشون ,پورشه ,بوگاتی ,پراید بابا

ازچشم هایت آموختم ... درس سنگین توی دلت ... آزمون سخت گذشتن از دیگران ....

یک:
یک انتظار قدیمی از چشم های تو باقی ست ...
که موقع رفتن ... اشک بریزدو من ..." از غصه بخندم" !!!
دو:
کبود است ... جای طعنه های عشق تو ... روی پوست من ...
احساس بد ان که ... در حد انتظار تو ... نبوده ام ...
سه:
وصیت چشمان تو ... قبل از طلوع سپیده دم ...:
دیگر به ذکر من... چشمهای خودت را ... کتک نزن!!!

چهار:
روی دلم ... دردی گذاشته ای که بر نمی داریش خدا ...
درد شکستن دل عشقم ... کنار بی معرفت ترین ... عاشق دنیا!
پنج:
بوسه ی تورا خریده ام به یک بیت شعر...
من حافظم ... تو باور شاخه نبات ... از منی ...
شش:
مزار شش گوشه ات ... دروازه ای بود تا خدا ...
رفتیم و آمدیم ... ولی کسی ... خدای را اگر قبول داشت!

هفت:
قاضی عشق من و شما ... هزار بیت شعر بود ...
کسی نیامدش که بگوید ... میان من و شما ... عشق نیست!!!
هشت:
ترومپ!
باورت نمی کنم که دشمنم تویی!!!...
مگر دوسه تا نشانم دهی و بگویی!!!....
نه:
مامان بنز:
اوهو اوهو اوهو ...
پراید:
مامان چی شده؟ باز کی مرده؟
مامان بنز:
می خواستی کی بمیره؟" خودم" دل مرده شدم!
پراید:
یعنی چی؟ برو خداتو شکر کن بچه هات کنارتن!خونواده داری ... میگیم می خندیم ... نوه ها داری ... همه سالمیم ...
مامان بنز:
بروبابا!از تراکتور بدترم!همه تون بی احساسید ...الان سه ماهه دارم می لنگم هیچکدومتون متوجه نشدید ...
بابا پژو:
خوبه بهت نگفتیم آغاسی!
مامان بنز:
پژو!از جلو چشمم دورشو!دارم می میرم!
بابا پژو:
هیچیت نیس!تراکتورخانم خونه اشو برده نیاوران!تو ناراحتی همین!
پراید:
اوووووووووووووووه!...انگار حالا کجارفته!بابا پاشو مامانو ببریم ویلا ی شمال!
مامان بنز:
شما مرداهمین طوری هستین ... بی احساسا... اوهو اوهو اوهو!!!

ده:
رهبرم ...
شسته ایم قلبمان را و همه پاک دلیم ...
ما ملت ایران ...
قضاوت بیهوده نمی کنیم ...

یازده:
یعنی یه روزی میرسه ضمن روشن کردن کولر!سرجلسه ی امتحان دانش آموزان ایرانی ...و فراهم کردن وسایل پذایرائی اعم از انواع نوشابه و کیک !چند معلم بالا سر دانش آموز بایستند جهت مشورت برای پاسخگویی به سئوالات!!!
کما اینکه دربعضی نقاط  آموزشی!همین طور هم هست!
بعد حرصم می گیره اول صبحی یه فیلم گذاشتن تو فضای مجازی " تفاوت سرویس های بچه های هلند و ایرانی" معلماشون با یه جور سرویس دوچرخه دارن بچه هارو می برن مدرسه!
دانش آموزای ایرانی می خواهید بغلتون کنیم ببریم سرکلاس!قبلا سئوالاروهم داشته باشین تا هولتون بریزه!می خواهید سرکلاس چرتم بزنید تا آخرزنگ!
بهار چه می دونم ... بهشت چه می دونم صفا سیتی چه می دونم هرچی که بهترینه درمورد نظام آموزشی ما صدق میکنه چون ... دانش آموز محوره!یعنی هیچ جای دنیا از لحاظ آموزشی مثل ایران نیست ...
نمی دونم بقیه جهان با این حرف می خوان حسودی کنن یا نه!دانش آموزای ایرانیم می خوان بگن این طور نیست ... ولی میشه با مدرک و دلیل ثابت کرد ...
برید خداتونم شکر کنید ...
واللا با این وضع درس خوندنتون!

دوازده:
یه پرس سیرابی خریدم صندوقدار گفت چهل و دو هزار تومن ... گفتم وا!بالا شهر داره بیداد میشه!!!
بعد گفت خانم شما پونصد تومن به من بدهکارید... گفتم والله پیتزا ارزونتر در می اومد ... رسیدم دم در ... یهو دوید و گفت سرکارخانم بقیه پولتون !!! گفتم نه!گفت ببخشید فکر کردم سه پرس فرمو دید!
خندیدم و گفتم: بله داشتم تو دلم همینو می گفتم ... ادامه داد: جنگ هست ولی دیگه نه تا این حد که یه پرس سیرابی ....
اومدم بیرون و خندیدم گفتم : نه جنگ نه هیچ چیز مثل وجدان آدم نیست ...
مال بعضی کاسبا بیداره ...
سیزده:
عید امروز مبارک ...
چهارده:
ممنون که دلتون با منه ... حتی وقتی نیستم...




منبع این نوشته : منبع
گفتم ,اوهو ,دانش ,دونم ,پراید ,آموزشی ,اوهو اوهو ,دانش آموزای ,دانش آموز

و"برند" چشم های خمار تو شاهین بود ! ... مراکه گرفت فهمیدم ... تسلیم!

یک:
کوتاهم و بلندم و هم قد شما نمی شوم ...
من سایه ام ...
خورشید مرا ببخش!
دو:
تا سقف دلم پر شده از عشق شما کو؟
دست دلتان تا که کند ... خالی از آن عشق!!!
سه:
لذت خوردن اشک چشم شما ...
نچشیدیم ولی ...
حسرت آن چشمه چرا...........!

چهار:
برده اند انگار مرا سریازی!...
عصر جمعه کنارنود و پنج نفر!...
بازهم تنهائی...
دوری...
غم داری...
نامه ها می نویسم و بعد هم ...
یاد تو ... توی حلقم گره است ...
غروب می شود و می گریم ...
تو کجائی ؟
تو کجائی؟
تو کجائی؟
پنج:
من از درک یوسف ها ... عاجزم !...
درفرارند و بی پیراهن!...
درشهر مشغول ...دلبری کردن!
شش:
مزار شش گوشه ات جگر کباب می کند ...هنوز...
برای قربانیان کربلا ... خون گریه می کنیم ...

هفت:
یعنی کجا چی باید بپوشم؟(جهت؟!!!)
یه دفه یه لباس دست دوزی شده از زابل رو توی مهمونی کریس رونالدو اینا!پوشیدم !آخرش مترجم اومد یقه کرد که این لباسارو از کجا خریدی!گفتم از فلانجا ...بعدا فهمیدم بنده خدا برا خانمش سفارش داده هفتادو سه میلیون تومن!گفتم خوب به من می گفتی می گفتم واسه خودمه ارزو نتر در می اومد!
حالا رفته بودیم مهمونی انجلینا جولی خانم شرکت سواچ یه ساعت طلا براش فرستاده بود ...من و فی فی خوشمون اومد!رفته بودیم فرانسه رفتیم نماینده شرکت بخریم!گفتن خانم مددی!دنبال ساعت سواچ آنجلینا خانم اومدی؟ بهترشم داریم...
اون هدیه تبلیغاتی بود صدو نود میلیون ...(ظاهرا) دو میلیونم نمی ارزید!اصل اصل چهل میلیون براشما یه دونه دویست میلیونیشم ساختیم برا خانم امیر قطر بپوشه!گفتم چی؟اصلا ما معلمای ایرانی چهل میلیونی بپوشیم؟
قهر کردم اومدم تهران!...الان سه ماهه می گن بابا تو بپوشی برند میشه بیا یه دونه لنگه ی آنجلینا جولی مجانی بهت میدیم میگم نه!!!
مگه من تو این مملکت چیکاره شدم؟!اصلا و ابدا!!!
حالا الان دارن به زور یه ماشین بنز بهم می دن!می گم واللا بللا من گواهی نامه دارم مال هیفده سال پیشم هست ولی تو تهران رانندگی نمی کنم!اینو بدینش به یکی دیگه!مگه قبول می کنن!می گن تو واسه شرکت زحمت کشیدی!اینو بگیر!واقعا که نیس شبیه ماشین جیمز بانده!می گم بابا نه!اه چقدر اصرار می کنین !
هیچی دیگه می ترسم یه ملت دنبالم باشن!
اصلا ولش کن می خام چیکار ...شاید فردا مالیاتم بخان!من که شانس ندارم!!!
مگه چقد حقوق دارم دو میلیون و نیم!
برم برم ناهار کوکو سیب زمینیمو بپزم!
پس فردا مهمونی خانم " سلن دیون " دعوتیم!!!
لباسامو اماده کنم باید چشم درارم!!!
هشت:
ترومپ!
لالایی اگر بلدی ...
چرا برای یو اس نمی خوانی ؟!!!
نه:
مامان بنز:
پراید جان! دارم می رم تا امامزاده صالح ناها لوبیا پلو پختم گذاشتم دم ... ده دقیقه دیگه خاموشش کن!حواست باشه ته نگیره!
پراید:
مامان امروز ظهر قول داده بودم با بچه ها بریم شهر بازی!یه چیزی ائنجا می خوردن...
مامان بنز:
نه بابا!معده شون درد می گیره حالشون بد میشه ...ولشون کن!
بوگاتی:
قابلمه رو هم می بریم!
بابا بیوک:
پس ناهار منو جدا کنین!خاور کوفته خودشو گرم می کنه!
بابا پژو:
منم باها تون می آم!
مامان بنز:
من تاغروب نمی آم نگران نشید!
بابا پژو:
تو انقد خوبی که واسه خاطر شام من برمی گردی نه؟
مامان بنز:
آره!خودروی فرانسوی!شام ژیگو می خوای؟!!!

ده:
رهبرم ...
دعای عشق اگر دنبالمان باشد ...
تمام درهای بسته باز می شوند و ما ...
عبور می کنیم ...
از همه تاریکی ها ...


یازده:
غرور بدترین چیزه روی زمینه...
غرور ملی بد نیست ولی ...
غرور شخصی خیلی بده...
حواسمون باشه که جوگیر نشیم و از حد مون خارج نشیم...
(دل نوشت)
دوازده:
بابا طلا بگیرای ایرانی ... بابا قهرمانای واقعی ... کشتی گیرا و رزمی کارای خانم و اقا ...
مدال بگیرا...
قربونتون ... دمتون گرم ...پاینده باشین ...قدرتونو می دونیم ...



منبع این نوشته : منبع
خانم ,میلیون ,گفتم ,غرور ,شرکت ,واسه ,رفته بودیم

عشق بیدارما ... همیشه درخوابیم ... چشمهای تو ...پرستش ایران است ...

یک:
توی قلب شما ...جای ویژه ام نه...کجا؟!
کاش در بی حواسیتان ... نام شاعری بودم!
دو:
اشغال کرده است ...دلم را هوای دوست ...
دوستان دیگرم بروند ... با هوای دیگری!...
سه:
عمق فاجعه را وقتی خوب دانستم ...
که چشمانم را هم ... با اشک در آوردند و گفتند:
آب مروارید؟!!!


چهار:
ای وای!
بوی گرگ بوی یوسف است دگر!...
یک لحظه پیراهنش ... دهانش بود!!!
پنج:
اگر شما قبولم می کردید ...
دیگر ... نمره های دیگرم ...
صفر بود!!!
شش:
مزار شش گوشه ات درون چشم من ...
هزار خاطره است از رقیه (س) و زینب(س)...


هفت:
علاقه ای ندارم که مویت توی غذای من باشد و تو این را باید خوب بفهمی !
ولی چطور مثل مردهای دیگر داد بزنم؟ بلد نیستم!
می بینم تو سعی ات را می کنی و غذاهای خوشمزه می پزی ... املت ...کوکو ...قورمه سبزی ...
پس این اخلاقت!را ترک کن!و مو هایت را ببند!یا ...
نمی خواهم مثل آن مرد کژ اندیش یک شب بلند شوم و موهایت را شبانه از پشت کوتاه کنم تا مجبور شوی!خودت برو فردا یک کاریش بکن!زورکی نمی خواهم باشد!ولی ...اگر دوستم داری!
درضمن پول آرایشگاه را فکر می کنم دیروز صبح از کیفم برداشته ای!...
مراقب خودت باش سرعت نرو و دردسر درست نکن!
مهرداد!
هشت:
ترومپ!
بعدا سر تبلیغات می فهمی ...
دلار ده تومنی خرج کردن ....یعنی چه!
نه:
مامان بنز:
پزو...چرا من این بچه هارو مجبور کردم تو این گرما برن دوبی!الان لامبورگینیا و پورشه های مردم دارن از دوبی و اینور اونور می آن!
بابا پژو:
به خودت بگو!هرروز هرروز عروسه رو کوبوندی که پاشو بروخونه تون!بیچاره ها میلیارد تومن پول هواپیما دادن برن!
ننه خاور:
یعنی دلتون براشون تنگ شده؟ راستی یا الکی؟
مامان بنز:
راستی!
ننه خاور:
بچه هارویه شب برده همدان امشب برمیگردن...خودشونم می دونستن!
مامان بنز:
جان من راست میگی ننه خاور!الان پا میشم براشب کت لت می پزم!اللهی شکر!

ده:
رهبرم ...
بنیاد عشق ما ... ایران است و کربلا ...
با هرو زنده ایم ... با هردو عاشقیم ...


یازده:
راستی هشتگ یا هشتک یعنی چی؟!!!
کمپین ام اگه می تونین توضیح بدین ممنون می شم!
من دیگه از کلاس دراومدم بیرون و دسترسی به استاد دهکردی ندارم!!!
شاید انشالله خدا اگه بخواد ... سیاستمدارشدم!
ممنونم!

دوازده:
امروز روز عرفه است و دیگر ... هیچ نه! که همه ی قلب و دنیا ... می روی خانه یدوست و میبینی که خدا ست ... درکعبه و کربلا ... مبارکتان ...
سیزده:
درقربانی رعایت حال افراد مسن بیمارها و ناتوانان را بکنید ... کمترین قصد جسارت و دستوری بیان کردن مطالب را ندارم ...


منبع این نوشته : منبع
راستی ,خاور ,یعنی ,خودت ,ندارم

تئو یانسن ... مجسمه های ساحلی ... چراغ آسمون کو ....زهره ی کهکشون کو؟!

یک:
غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ...
سر در گریبان و کسی نیست ... بپرسدم!
دو:
درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای...
اه که در شهر شلوغ ... گمت می کردم!!!
سه:
فکرکردی که منم مثل بقیه بیگانه پرستم؟!
بیگانه نبود درشهر که نکوبیده سرم باشی!!!


چهار:
چقدر میترسم که بروی و کلیدهارا با خود ببری ...
من سندروم قفل دارم!
وقفل ها برای من کلیدند !...
حتی اگر کلیدی درکار نباشد !!!
پنج:
از عاطفه ات خرج می کنی وبرایم نامه می دهی ...
آن نامه ای که پشت دلش سوختن است ...
بدرد اشک های چشم من نمی خورد !!!" عشق کور"!!!
شش:
مزار شش گوشه ات نسیم داشت و بهاری بود ...
 مرداد ماه آمده بودیم و تابستان قصد هلاکمان داشت ...

هفت: 
بیست تومن داد و قرص خرید ...آمد خانه و جیبش توی شلوار تلو تلو می خورد ...
دوید و ازش پرسید که خریده است ؟گفت بله...
چه فایده که نمی دانست اصلا آن هارا برای چی می خورد ...
خدا خدا کرد که تا فردا چیزی نخواهد ... وگرنه مجبور بود برود بیرون ...دوباره مسافر کشی کند ...
دید نه ... می تواند بخوابد و خوابید ...
چند قطره اشک ریخت روی بالش مثل همیشه ...
پدرش قبلا گفته بود : عزیزم عشق برای یکی خریدن پورشه از یک برج است و برای یک خریدن نان از یک جیب سی تومنی!حواست هست؟!
جواب داده بود: بله!بله!بله!...

هشت:
ترومپ!
کجای جهان کم داشته ای ...
که بعضی جاها ... پر کارتری!!!
نه:
پراید:
مامان!کوچه بالائی دارن پارکینگ می سازن!
مامان بنز:
خوب بسازن!مگه ما جا و مکان نداریم!؟
پراید:
اینجارو نمی تونیم با اونجا معاوضه کنیم ؟
مامان بنز:
ببین پراید خونه تو دوبی داری...پدرزن مادرزن ایتالیائی پولدارداری ...بازم می خای ما چارتا پیرزن پیرمردو آواره کنی؟!
پراید:
مامان اقتصاد!اقتصاد!می فهمی؟
مامان بنز:
ولم کن!اقتصادی که شب بخوابی صب پاشی 10 تا پله از خودش پائین ترباشی بچه درد من می خوره ... اقتصادی که مال آدماست و هوای آدمارو نداره بچه درد من می خوره؟
پراید:
قدیمی!

ده:
رهبرم ...
دست های سبز دعا پشت ملت است هنوز...
امام زمان(ع) یاوراست ...
وگرنه کجا روی پا بودیم ...

یازده:
یعنی بعضی کالاها روشون یه چیزائی نوشته که ادم خجالت می کشه بخرتشون!
نه نه ! از لحاظ قیمت میگم!
بطور مثال ماست می خری:
روش نوشته...ترکیبات:
شیر شیر خشک ...ر.غن!نمک ...ویتامین دی ...خیار ...سبزیجات معطر ...بعد کلش شده هفت تومن!
حساب که می کنی می بینی اندازه ی چهارده تومن توش مواد هست ...جل الخالق!
بعد یه مور دیگه درمورد یخچال مثلا " چون وقت ندارم بیشتربنویسم"!
موتور کره ای ...درقزوینی!لولا ایتالیا ئی!کف سرامیک!
بازم تو لیدککنده مرسی!!!
مرسی کلا تو لید کننده مرسی و یواش لطفا !!!
کالاهای دیگر " الخ"!
دوازده:
وفات امام محمد باقر (ع)امام خوبان  رو به شیعیان تسلیت می گم ....
سیزه:
راهیه که باید همه مون بریم ...مرگ عزیزان هنرمند جناب آقای انتظامی و سید ضیالدین دری رو به خانواده گرامی و هنردوستان تسلیت می گم



منبع این نوشته : منبع
پراید ,مرسی ,امام ,خورد ,تومن

کتم حیاط خلوت توست ... زیر باران اشک ...گنجشک باران خورده ی خیس ....

یک:
سراب میبینم ... درون چشم خود ...آن چشمه ی سیاه ...
می جوشد و دلم ... هوای اشک تو دارد ...
دو:
به پای شمع سوختیم و چون دلش ...آب شدیم ...
ما پروانه ها ... نقش روی دلش هم نمی شدیم (؟!)!
سه:
کیف من آماده است ... اما مدرسه تعطیل!
مجنونی؟!
با کتاب های آموزش و پرورش ... مطمئن باش ...
لیلا ها ...داریم!!!

چهار:
ای صورت ماه تو سیاه و شب شب!...
با نور نگاهت وسط چشم بلامان ... چه کنیم؟!
پنج:
وپاییز بو نداشت ...
فقط خیال بود ...
توهم آمدن و بردن زندگی ...
میان تابستان هم رهایم نمی کرد ...
که نیاید و ببرد!!!
شش:
مزار شش گوشه ات ...برای دلم خانه ی طلاست ...
گران بهاتر از آن که به دنیا فرو شمش!!!


هفت:
بوی جورابش آمد و تمام فضای اتاق را پر کرد ... پاشد که پنجره را باز کند ...دلش نیامد که دلش را بشکند!نشست!...
مغرورانه با همان جوراب پایش را روی پایش انداخت و به سقف مرتب سفید گچ کاری شده نگاهی کرد و گفت:مدرک ام می گیرم!چیه مگه؟!!!فوقش وسط کارم می رم دانشگاه!...
می خواست جوابش را بدهد و بگوید دانشجوی دکترا است ولی دلش نیامد که دلش را بشکند ...
سکوت کرد ...
ادامه داد:ماهی 100 میلیون کرایه از اللهیه می گیرم!یه خونه ام تو کره ی جنوبی دارم ...سیستم درست!
می دانست کره رفتن مثل ترکیه رفتن نیست ...می دانست یک خواهردارد و دو برادر کوچکتراز خودش ...می دانست روی ساختمان کار می کند و سرش به کار خودش مشغول است ... می دانست که از جلوی ساختمان نیمه کاره ی روبروی خانه اشان که می گذرد صدایش می آید: " فدای بوت "!!!
سرش را انداخت پائین و گفت: هرچی بزرگترا بگن!!!
هشت:
ترومپ!
خنده ام می آید و ژن خوبت ...
هزار دوست داری و لابد یک دشمن!!!
نه:
پراید:
بوی سوختن می آد مامان روی گاز چیزی گذاشتی؟
مامان بنز:
نه؟!بذار برم ببینم تو آشپزخونه چه خبره؟
مامان بنز:
ای وای !از دست ننه خاور ! بازم گازو روشن گذاشتی ته قابلمه سوخته!بابا ننه جان کوفته هاتو تو ماکرو فر داغ کن!
ننه خاور:
بعدا پول برقشو شما میدی یا پژو؟
پراید:
ننه جان!حواس نداری...خونه آتیش می گیره ...گوشت کیلیوئی فلان قدر جهنم!
بابا پژو:
ننه ... ننه جانما خودروئیم!برقمون واسه چی؟!اصلا تا حالا دیدی من پول برق بدم؟!!!


ده:
رهبرم ...
آنی که جان اش  فدای کشورش است ...
دیگر نگاه به دست آل علی (ع) می کند و ...(بس)...


یازده:

اگر در کار یک مکانیک دخالت کنی و بالا سرش یایستی ...آچارش را یک طرف پرتاب می کند و بعد با گفتن جمله ی " استاد شما بفرمائید" حالمان را می گیرد ...
تازه به کلاس کامپیوتر می رفتیم که من با اظهار فضل فراوان می خواستم بگویم" بلدم" !که استاد دهکردی حالم را گرفت و فرمود" استادشما بفرمائید " که بنده با حال غریبی گفتم نه ...حالا ... درحد روشن و خاموش کردن سیستم ..." بلدم"!!!
بعد درمهم ترین کار یک کشور که سیاست است همه مداخله داریم ... از بودجه ی کشور گرفته تا رژیم حقوقی دریای خزر ... اینجاست که یکی نیست به ما بگوید: " استاد شما بفرمائید"!!!
الان همه دارند می فرمایند و کل اشکالات یکهو دارند جلوی ما می رقصند ...
خوی " استاد شما بفرمائید" ...
یکهو می بینیم همه چهارده ساله هستیم و پشت سیستم همان بلدیم فقط روشن و خاموش را بزنیم ...
استاد دهکردی ... روحت شاد و آزاد !!!


منبع این نوشته : منبع
استاد ,بفرمائید ,دانست ,روشن ,سیستم ,استاد دهکردی

خواب تابستانی ... کولر خاموش !... هفتاد و پنج درجه از غرب مردن و... عشق محمد رضا شجریان درعمارت...بستنی!

یک:
توان قلب مرا عشق تو گرفت اما ...
هنوز ...دست زدن جسم خالیش دارد!
دو:
فاصله ی ما ...فاصله ی دو ابر است ...
گاهی من برای تو ... و گاهی تو برای من ...
می باریم!
سه:
امکان سوختن شمع دلم صفر است و سوز نیست ...
آن آتش قدیمی میان انگشتهای تو ... کجاست؟!


چهار:
آتشکده ی چشم مرا ... نسیم تو اغفال می کند ...
گاهش هوامی دهدش قلب و گاه ... می خواباند!!!
پنج:
اختیار درس لیلی را پدر نداشت دگر ...
مدرس آمد و درس لیلی را از " مجنون " پرسید!!!
شش:
مزار شش گوشه ات را خدای عمارت کرد ...
عمارت خدای ... عمارت عشق بنده است ...


هفت:
بیوه می شوم از دست های تو ... زود است ...
که عشق خود تو بگیری و من ... کلافه شوم!
هشت:
ترومپ!
همه چی آرومه!من چقد خوشبختم!!!
نه:
پراید:
مامان بیا این یه میلیونو از دست من بگیر!!!
مامان بنز:
پراید اینکه خرید هفتگی مونه!بازم رفتی تو خریدا کلی شکلات و پفک خریدی!؟!!
پراید:
مامان همین پفک ذرت و روغن و پنیر دارهمن و بوگاتی حساب کردیم باید دونه ای ده تومن باشه!!!
مامان بنز:
جهنم!بذار گرون بشه بچه ها از این آشغالا کمتر بخرن بخورن!
بوگاتی:
وا مامان!تو تا حالا دیدی چیزی گرون بشه مصرف مردمم نسبت به اون کمتر بشه؟!!!
مامان بنز:
بله!لباس!
با این وضع پیش بره دیگه اصلا لختی مد میشه!!!
ننه خاور:
بی شرم!جل الخالق ... خوبه ما ماشین هستیم ... بی حیائی؟!!!
بوگاتی:
بچه ها از این به بعد بیرون هرموقع گفتم چشاتونو ببندین!!!


ده:
رهبرم ...
سرزمین ما فقط کاشانه ی ما نیست ...
جائی ست که غیر خواب یاد علی (ع) می کنیم ...


یازده:
درشهرستانها راحت تر می شود زندگی کرد ... باران راحت تر می بارد ... برف طبیعی است ... گاها آب گرمی هست ... غار سردی که بتوان در تابستان رفت و خنک شد ... باغ و همدلی با فامیل بیشتر است ...همه خبر دار هم هستند ...می توان نانی پخت و دورهم جمع شد .... گردوی صد و ده هزار تومانی لای کلوچه هایشان پیدا می شود ... عروسی های مفصل می گیرند و از جوانهایشان حمایت می کنند ... شهر بازی هایشان بیشترحال می دهد ... اگر رودخانه و دریائی باشد بیشتر کیف می دهند ومی روی قایق سواری ... بعضیهایشان بوی گل و گلاب می دهند ...وبعضی هایشان بوی شیرینی های محلی ...پنیر و ماست و ماست کیسه ای شان جگردل را صفا می دهد ... گفتم جگر ...جگر !...
دیگر وقتش است که اگر می توانیم فرار کنیم ...!!!


منبع این نوشته : منبع
هایشان ,بوگاتی ,پراید ,عمارت ,خدای عمارت

چشم هایم یخ زده بود و دستهایم خون نداشت ... تو با یک دختر دیگر راجع به خرید کت جدیدت حرف می زدی!

یک:
ساختمت تورا و راضی ام از وجود خود ...
چون کنده ام تورا از خودم ... هزار تکه از منی ...
دو:
دیگر به پای تو نمی رسند گرگها ...
یوسفا!
درحریم عشق من ... درآرامش منی ...
سه:
کیف تورا زده بودند ...
ومبهوت مانده بودی ...
چه لذتی داد...
بالباس و ساعت میلیونی ...
ده هزار تومن از من گرفتی ...تا ...برسی خانه!!!

چهار:
خنده ام آمد از برق دو چشمانت ...
گرفته بود و مرا ول نمی کردم از سر شیطانی ...
پنج:
لیلی و آواره ام ... مجنون مرا آواره کرد ...
حیف از ان درس و کلاسی که برایم ...نقش خاک و خانه داشت ...
شش:
مزار شش گوشه ات فردا هزار زائر داشت ...
از امروز تا برسیم ... دلم شور فردا می زد ...

هفت:
درینگ درینگ درینگ
...:
بله؟!
خانم:
لیلا خانم مددی؟!
...:
بله؟!
از شرکت پرویز گفتاران کاتب سواران زنگ می زنیم !
...: بله!
خانم:
شما نویسنده وبلاگ هستین؟!
... :
بله!
خانم با عجله:
از طرف تبلیغات شرکتمون 100میلیون تومن به شما تعلق گرفته جهت قدردانی !!!
...با خمیازه:
جدی؟!
خانم:
میشه آدرس منزلتونو بفرمائید تا حوالشو بفرستیم البته یه خبرنگار از مجله ی مراحم می آد تا از شما عکس بگیره و توی سایت بذاره!!!
...:
خدا پدرومادرتو کمپلت ... بیامرزه! همین امروزو نخندیده بودیم !!!
بیب بیب بیب
درینگ درینگ درینگ
...:
بله!
خانم:
جدی میگم!داریم می آئیم !آدرسو لطف کنید ...خودتونم آماده باشید!!!
...:
آره !حتما!امر دیگه ای ندارید!!!...
بیب بیب بیب
بعدها مشخص شد این شرکتها و شرکتهای دیگر دراین خصوص فراوانند!و شنونده خودش باید عاقل باشد!!!
هشت:
ترومپ!
بیاکه رفتن ما تاریخ ساز می شود ...
عاقبت انگار!!!
نه:
مامان بنز:
پراید ؛بوگاتی نمیتونه دروباز کنه بهش کمک کن بیاد تو ...
بوگاتی:
بابا یه تانک تو شیکممه ...یه بچه تو بغلمه!یکیش ام تو دستمه!خوب مرد حسابی دروبازکن بیام تو ...
پراید:
پورشه به این گنده گی رو بغل میکینی؟!
مامان بنز:
بیا اسفند دود کردم!هزار ماشالله صد قل هوالله چشم نخوریم با اینهمه قیمت!
بوگاتی:
مامان قیمتو ول کن!پدرم دراومده!
پراید:
عزیزم!منم آدمم!!!به جای اینکه برلیانس و پراید و سمند بزائی ...پورشه زائیدی لامبورگینی ام به فرزندی قبول کردی ...تانکم داری می آری ...
بابا بیوک:
خاور!خاور!بچه ها اومدن!بیا اون کیف منم بیار ... نفری 50 تومن کادو بدم !!!

ده:
رهبرم ...
فدائی عشق شما اگر نشویم ...
عاقبت به مهر علی (ع) از جهان نخواهیم رفت ...

یازده:
یعنی یه اصطلاحی هست " مال اونجائی که می شناسم" می گه " آلا باشان کول باشان"!!!
که این اصطلاح معنیش خوب نیست بدونید!ولی درکل اشاره میکنه به اونایی که سروته قضیه رو می خان هم بیارن!یعنی یه جوری مثل خاک تو سری!
به عبارت صحیح تر هدف وسیله را توجیه می کنه یا نمی کنه!!!به عبارت قشنگتر کارو تموم کردیم حالا به ماچه؟ یکی خونه خراب بشه یکی اسفالت بشه یکی بمیره و نابود بشه!!!بله!
اینطوریاست واژه های محلی و قدیمی!!!
دوازده:
بشکن دل مرا که لیاقت تو را نداشت ...
می دانم!و سزای من این نبود!!! ... می دانم!!!

سیزده:
ازحالا دعا کنیم زمستونمون این جوری برف بیاد طوری که مدرسه ها تعطیل شن !!!
چهارده:
از تمام کسانی که درسکوت از من و وبلاگ حمایت میکنن ممنونم ...
وفات امام محمد تقی علیه السلام تسلیت



منبع این نوشته : منبع
خانم ,درینگ ,هزار ,پراید ,تومن ,تورا ,درینگ درینگ ,درینگ درینگ درینگ

درون دنیای چشم تو ... گانگسترم!با یک سلاح می خواهم ... دلت را بدزدم!

یک:
سرکارم با دو چشم تو ... " نگهبانی"...
نگهبانی از تندیس چشم تو ... " نگهبانی"!
دو:
رفتی و دانستم فردایش چه ها بردی !!!
عقل و چشم و قلبم را ... خدا حافظ " رویایی"!
سه:
گنج توی دستانت ... شعرهای خط خطی ...
سرنوشتم بود ... گم می شد ... توی دستان جنابعالی!


چهار:
سوسک ها ریز ریز می خندند ...
و ریز جانداران خانه هم همین طور ...
تو اسیر جاروئی!!!
بانوی خانه!
هرروز می کشی و می کشی ولی بازهم ...
دوحاصل عشقت ...
نگین و نادین ...
می ریزند!!!
پنج:
آینه اترا شکسته ام و دیگر تو کجا بینی؟!
خودت را و خودت را و خودت را ای خودبین خودبین!
شش:
مزار شش گوشه ات را کنار عشق گذاشتم ...
عشق علی (ع) بود و کنار علی(ع) حسین(ع) عالی ....

هفت:
درینگ درینگ درینگ
... :
بله؟!
خانم:
نادره خانم؟!سلام! قدم نو رسیده مبارک!
... :
 ما اینجا نادره خانم نداریم! اینجا بیمارستان نیست! آزمایشگاه هماتو لوژی نگار آورانه!
خانم:
وا؟!فک کنم دو آخرشو اشتباه گرفتم!تروخدا کمک کنید !من به آدرس اونجا یه کادوئی یه میلیونی فرستادم با پیک!حالا چیکار کنم؟!
... :
خوب شاید نادره خانم اسم دوم یکی از کارمندای اینجا باشه مثلا ژیلاخانم؟!
خانم:
نه!
...:
حمیده خانم!لاله خانم!اقدس خانم!کیانا خانم!سپیده خانم! ستایش خانم!سحر خانم!طلاخانم!آذرخانم!...
خانم:
نه!!!!
...:
پس پولتونو می خائید پس بفرستم!اگه رسید ... آدرس بفرمائید!
بیب بیب بیب !
... :
وا!!!
بعدها مشخص شد دختر صاحب آزمایشگاه دکتر والیانی ... ستاره خانم فارغ شده بوده و کسی نمی دانسته!!!
هشت:
ترومپ!
بیا بگبر آسایش مارا که خودمان هم ...
انگار سال هاست درتلاش گرفتن آن از خودیم!!!
نه:
مامان بنز:
شوید خریدیپراید؟ باقالی قاتق که بدون شوید نمیشه!
پراید:
بله!مامان کیف پولمو اونجا گم کردم!
مامان بنز:
وا؟!چقدری توش بود؟
پراید:
2000تومن!
مامان بنز:
کجا گم کردی؟!
پراید:
سبزی فروشی رنو خان بابا!
مامان بنز:
خاک تو سرمون!فردا اون فرانسوی بی موی افاده ای آبرومونو می بره!دیگه جواب سلام بابا تونم نمی ده! تو خجالت نمی کشی پراید؟!دو تومن؟!
بابا پژو:
باز تو جیب من همیشه یه 50 تومنی هست... دم مامان بنز ت گرم! واللا جل الخالق!

ده:
رهبرم ...
خیال کشورمان درذهن دنیا نمی گنجد ...
به سبز بختی و زیبائی و شکوفائی ...


یازده:
ما نمی توانیم دو کلمه و واژهای قدرتمندان و سیاستمداران را یکی بدانیم که از نظر واژه شناختی قدرتمندان ممکن است در راس هرم قدرت باشند یا نباشند ولی با سیاستمداران از جمله اساتید دانشگاه مشاوران سیاسی و اعضای سیاسی دولت تفاوت داشته باشند ...درخلط این دو وازه همیشه قدرتمدان می خواهند سیاستمدار و سیاستمداران می خواهند قدرتمند باشند که نفوذ شخصیتی و کاریزما و غیره دراین بحث به کمک می آیند ...
د راینجا یک نکته جالب است و اینکه :
اشتباه نگیریم قدرتمندان بی سیاست و نفوذرا با سیاستمداران پرنفوذ و قدرتمند ...
کاری که موسسات آماری جدید مدام دردنیای تازه دراین کارند ...
دوازده:
ببخشید دیر نوشتن هارو کم کاری نیست ...
همچنان مخلصیم ...


منبع این نوشته : منبع
خانم ,سیاستمداران ,قدرتمندان ,باشند ,پراید ,نادره ,نادره خانم ,درینگ درینگ

روی پل مانده بودیم با تصور غرق ... ماه شدیم و شناور روی آب ماندیم ...

یک:
بهار روی دست فصل ها مانده بود ...
اززیبائی و نمردن و شکوفه های رنگ رنگ ...!
دو:
کلاس درس مجنون را خریدند ...
که لیلی ها کنند ترک تحصیل!
سه:
روح می رفت ... سوی اسمان ها که تورا دید ...
درقالب یک پرنده برگشت ...
تا هروز بنشیند پشت پنجره و ...
دانه از دست تو بخورد ...

چهار:
پس انداز عمرم نوشته های تو بود ...
نفی کردی و دریغ ... همه پاره شد!
پنج:
روی شانه هایم ... بال بود ... قبل دیدار شما ...
کنده اند انگار بالم ... چشم و احوال شما!!!
شش:
مزار شش گوشه ات السلام یا حسین(ع)...
کناردر بنشینم باز در صدر مجلسم انگار ...


هفت:
درینگ درینگ دریینگ
..:
بله؟
خانم:
کیف آقای صدری پیدا شده ! بهشون می گین!؟
... :
بله مدارکشونم؟!
خانم:
فک کنم... بذارین ببینم!... قباله ی ازدواجشون... بعلاوه ی یک میلیون پول نقد!
... :
بله بله درسته!
خانم:
آدرستون رو می فرمائید ...بفرستیم خدمتتون؟!
...:
بله!جنت آباد شمالی... کوچه ی؟ پلاک؟ شرکت فناورآن گل زار !
خانم:
چشم !
بیب بیب بیب
یک ساعت بعد " زیییییییینگ"!
... :
بله!
__ :
جعبه رو تحویل بگیرید و امضا بفرمائید لطفا ....بله!...خدافظ!!!
...:
آقای صدری مژدگانی بدید کیف و مدارک و پول پیدا شده!!!
آقای صدری با عجله دراتاقش را باز می کند و درجعبه را ...
چهار کتاب رایگان:
فنون دلبری!عصر زناشویی!چگونه همسر خودرا بیرون کنیم!و آگاهی های خانه گرایانه!
آقای صدری می رود به منزل تلفن کند!
هشت:
ترومپ!
بیائی مرا هم خواهی دید!
روی کرده ام به دیوار ولی خوشبختم!
نه:
مامان بنز:
پراید نون خریدی؟ بیا لوبیا پلو پختم!بدبخت!فردا همه چی کوپنی میشه حسرت یه همچی روزائی رو میخوری!!!
پراید:
کوپن؟!کوپن مارو می گیری ...بعد ما می ریم دوبی ... به همه تون می رسه!
مامان بنز:
چی؟
پراید:
ماشالله امکانات دو برابر!!!


ده:
رهبرم ...
مثل آغوش تابستان گرم است ...
نفس های ملتم برای ...شما...


یازده:
ادبیات پارسی با ما شوخی می کند ... ادبیات پارسی مارا به چالش می کشد ... شین میان حروف عشق طولانی تلفظ می شود ...درد دوتا دال دارد... بینوائی یعنی قبلا نوائی بوده است که حالا نیست ... مرگ جوری تلفظ می شود کخ مطلق است ...مادر با الف کشیده اش مارا به فکر می اندازد ... نان دوتا نون دارد!سرنوشت یعنی پیشانی نوشت یعنی هر آنچه قرار است در اینده اتفاق بیفتد ...ملک و ملک و ملک یک طور نوشته می شود!آسمان و ستاره جوری بیان می شود که به بالا نگاه می کنیم ... باران و اشک و قطره دلمان را می لرزاند ...
ادبیات پارسی در حیات سیاسی و اجتماعی ما هم تاثیر گذار بوده است و چه نویسنده ها که در مقاطع حساس با همین کلمه ها با دل ما بازی ها نکرده اند ...
به اد ملک شعرا بهار و عارف قزوینی و صائب تبریزی که دردوران اخیر شعرهایشان برای دل ما فتنه گر بوده است ... به یاد نهضت مشروطه و ادبیات جدید ایرانی ... سلام!
...........................................
بعضی ها از انتخاب کلمات عربی درپارسی همیشه نگرانند می دانید که ادبیان ما این کلمات  را درنوشته هایشان با چه وسواسی انتخاب کرده اند که به پارسی بیاید؟روحشان شاد ...
......................................
ممنون از ... همه چی!



منبع این نوشته : منبع
ادبیات ,پارسی ,خانم ,صدری ,آقای ,بوده ,آقای صدری ,ادبیات پارسی

اذیت یعنی ... خشم بی جهت تو ... از آن چه از من نمی دانی!

یک:

درون فکر چشم من ... همیشه " تو" بوده است ...

حتی اگر جهان ... از میانه اش ... عبور کرد...

دو:

قند لبت ... انقدر نچشیدم تا بسوزم از ...

گرفتن قند و ...

بهانه ها که بیارم...

سه:

سطح عشق درمن ... سطح اقیانوس بود ...

غرق درسطح ...

دست و پا می زدم و عمق ...

برایم فاجعه!!!

 

چهار:

نوردرخلال دندان تو ...

مهتاب !

عبور کرد ...

از فاصله های سیاه من ...

دیدم ...

خراب خراب خراب است ...

آن حالی که ...

وقت دیدن تو ...

خوب بود!!!

پنج:

کشته ای صید خودت را ... صیاد بزرگ ...

عادت صیاد قتل است ... کشتگان ... می دانند!!!

شش:

مزار شش گوشه ات بوی گلاب کاشان داشت ...

گل های محمدی ...روی حرم ... برجسته بودند ...

 

رفتم ... تمام شیشه های عطری که به نام تو شده بود را خریدم ...

قبلا انقدر ثروتمند نبودم ...

دزدی کردم!تا بوی عشقم دست مردم نچرخد!

اگر فردا دوباره بروی و عطر خودت را بفروشی ... قتل هم می کنم!...

مردم باید بفهمند که من نمی گذارم ...عشقم دیوانگی کند !

هشت:

ترومپ!

کلاه گذار ...آخرش به مجازات می رسد ...

کلاه بردار همیشه سرش بی کلاه می ماند ...

نه:

مامان بنز:

وای!سرم رفت پژو!حالا یه بار من یه اشتباه کردم سه روزه داری می گی!

بابا پژو:

یه بار! تو روزی یه بار مارو بد بخت می کنی ... این چه کاریه ؟ تو این بازار رفتی کارخونه ی کاله رو خریدی؟

مامان بنز:

بابا!کارخونه که میلیاردها می ارزه!مگه به من می فروشنش ! من یه کامیونت ماست سون خریدم!

پراید:

آخه مامان!این همه ماست به چه دردمون می خوره! ماندگاری نداره!میمونه ترش میشه!

مامان بنز:

می دونم!برای رستوران بوده!

بوگاتی:

ها ها ها ها ها ها ها ! مامان جون برای چه غذایی؟

مامان بنز:

آب دوغ خیار!

پراید:

غذای سوسولی جدیدلابد؟

مامان بنز:

نه بابا!غذای لاکچری امروز!

ننه خاور:

وای !کوفته های من! الله گرستمسین!


 

ده:

رهبرم ...

اگر نبود ...هدایت شما و قلب آگاهمان ...

تیره گی ها تا به حال آمده بودند و ماندگار ...

 

یازده:

تجربه من ثابت کرده که تو جوامع جور واجوری که داریم ... مردم مدیریت جدی رو بیشتر می پسندن!

مثلا اگه مدیری لبخند رو لبش باشه حتی باها شون بگه و بخنده و جوکم بگه با هاشون کنارم بیاد ... نهایتا پشت سر یا جلو روش می گن ... : فلانی جدیت نداره ...خوبه ها ولی شله!!!

ولی اگه یه مدیر اخمو و لج و کج و اینها باشه باهزار عیب و نقص می گن:...فلانی چنان جدیتی داره که نگو!نهایتا ازش حسابم می برن!

خلاصه بگم : تو بیشتر موارد مدیر اخمو یی که بعدا یک کم مهربون ام باشه! بیشتر جواب می ده تا مدیری که حسن خلق داشته باشه!!!

دوازده

سیزده:

قدر کنسرتای خیابونی و شب فیروزه ای و اینها رو بدونید ...

چارتا ترانه با یه جای نه چندان مناسب کلی هزینه داره ...

از خواننده ها حمایت کنید تا چنین اقداماتی ادامه دارباشه ...

چهارده:

ببخشید که نوشته هام امروز اینجوری شد بعضی وقتا یه اتفاقی ی میفته که گفتنی نیست" بدون شرح"!!!



منبع این نوشته : منبع
باشه ,مردم ,خراب ,مدیر اخمو ,خراب خراب