دیگر منتظر کسی نیستم ...هرکه آمد ستاره از رویا هایم دزدید!!!(ر.یونان)

یک:

بریده بودم از تو ای ماه ...یک قطعه ...

مثل درخت هرس شده ...چند روز بعدبرگ اوردی!!!

دو:

قلبم کلاس درس تو بود ...

مکان نداشتی ....

حالا که شاگردانت به دکترا رسیده اند ...

لطفا ترکم کن !!!

سه:

پرده از راز کرم ابریشم برون افتاد ...

"پروانه شدن"

قطعه ی شاعران نمی خوابم من!

جای من روی برگ های پائیز است ...


چهار:

دندان های یوسف نیفتاد میان کف دستش !!!

همین طور با تشکر از زلیخا !...بردندش زندان مصر!!!

پنج:

روزه می گیرم از سکوت و قلم راه می رود ...

چه کنم با شکم دفتر خود ...پراز شکایت توست!!!

شش:

مزار شش گوشه ات خندید به تیره روزی من ...

باپای برهنه آمده بودم اربعین و ...گریه می کردم !!!




منبع این نوشته : منبع

امدی چو ماه تازه ...تیغ برکف ...خنده برلب ...امدی ای عید قربان ....خوش رسیدی (2)!!!

"عینک زدم شناخته نشم "!!!

یک:

درون قلب خدا عشق به کیست نمی دانم ؟...

که زمان جان دادن به او ...

برخی بهشت می بینند...

دو:

قربان تو رفتم یک روز سرد پائیزی ...

دیدم که مثل برگ ...

ازروم رد شدند ...عابران بی خیال ....

سه:

قدر جان خود بدانید "ای "اسماعیل ها ...

تا خدا مجبور نباشد روز روشن ...عشق بازی ها کند!!!

چهار:

من سراغ گوسفندان را گرفتم ...عید قربان ...

هیچ کس راضی نشد ...

تا نشانی واقعی از گوسپندان ...بدهد!!!

پنج:

دهان خویش را بسته اند نیاز مندهای شهر ...

تا ابروی شان بسته ...به گوسفندان شهر نباشد هرگز!!!


"یعنی این اعتقاد واقعی منه؟!نه بابا همین جوری برا خودم!!!


شش:

مزار شش گوشه ات جای بالاترین هدیه خداست ...

از آن جا که در کلام خویش فرمود:

قربانی برای من بالاترین هدیه است ...

هفت:

به جان من افتاد که به پای تو بیفتم ...

چاقوی دسته زنجان تو ...مشهور زمان بود !!!

هشت:

سربازتوایم و عددش را خدای می داند ...

قربان جان توایم و خدای می داند ..."یا مهدی(ع)"


نه:

واقعا دست بعضی پدرو مادرهارو باید بوسید ...

تو جامعه ای که لاکچری بازی توش مد شده اولاد لاکچری دارن مثل توپ ...

آقا نه دست ظالم رو برا یه لحظه عمر بیشتر می بوسن ...نه اینکه قسم و ایه می آرن به جون کسی ...

صاف جلو چشم همه از اون خونه ی قشنگ و ماشین شاسی بلند و همه چی و همه چی در لحظه می گذرن و می گن بفرما سر می خوای ؟بعد تازه معلوم میشه کی بودن...

نه شهید محسن حججی مه مثل ایشون زیادن ...

چشم و دل سیر ..چشم و دل پاک ...


خدا چنین پدرو مادرایی رو بیامرزه که درلحظه آبروی یه ملت رو می خرن ...


ده:

عید قربان آمد و یاد فرشته ها ...خدا...

که هرکس نتواند برساند دست خود ...به دست خدا ...

یازده:

رهبرم ...

مگر قربان شدن کاری ست؟

کارها سختند ...

بگو به ولایت امر خود ...

کاری بکنیم ...

.........................................................................................................

یازده:

پراید:

دلم برا بوگاتی تنگ شدهواسه اسپاگتی هاش ...

مامان بنز:

اونا رو که من می پختم !

پراید:

برم بهش بگم راضی ام بره دانشگاه آزاد کاشان !لندن نباشه!

مامان بنز:

یعنی چی؟!!!

پراید:

آخه!دانشگاه ازاد کاشان قبول شده بود ...گفتم کسر شان ماست !مامان به خدا ازجاده می ترسیدم!

مامان بنز:

برو بگو!!!

دوازده:

آه ای ترامپ خسته نباشی ...جهان درتلاطم است ...

از انتقال خود به هیوستون جهان پراست ؟!!

سیزده:

با تشکر از مردم محترم جمهوری خلق چین "خودشون می دونن"

عید تون واقعی واقعی واقعی مبارک ...

ای خدا حلا خودمونیم چرا افتاد جمعه!....:ناشکری نکن سال بعد که اصلا نمیفته سال تحصیلی !!!

فضای غیر مجازی و مجازی درکل ملت مخلصیم 



منبع این نوشته : منبع
قربان ,واقعی ,پراید ,واقعی واقعی ,بالاترین هدیه

اگه خدا می خاد معلمی به پیری برسه ...

این نوشته تقدیم میشه به استادی چون دکتر علی اکبر امینی ...زیادم قشنگ نیست مثل نوشته ها و گفته های ایشون ...


اگه معلمی به پیری می رسه :

خدا می خاد قامتش خم تر بشه تا بتونه گونه های دانش آموزانش رو راحت تر ببوسه ...

اگه معلمی به پیری می رسه :

خدا می خاد بچه هاش برن خونه بخت و جای دوری بچه هاش ...اغوشش رو برای دانش اموزانش باز کنه...

اگه معلمی به پیری می رسه :

خدا می خاد شکم تپل و گرمش جای دست بچه هایی باشه که وقتی می آن اغوشش حس کنن انگارقشنگ ترین و مهربون ترین جای دنیا رو دارن لمس می کنن...

اگه معلمی به پیری می رسه :

با حقوق حداکثری و متوسط چامعه بلد بوده چطوری زندگی خودش و خانواده اش رو بگردونه ...

اگه معلمی به پیری می رسه:

دلیل نمیشه مریض نشه ...ناراحتی حنجره نگیره ...نپره تو اتیش که بچه های مردمو نجات بده ...کار مددکار اجتماعی روگردنش نیفته ...خونه قدیمیش رو سرش خراب نشه ...ناسزا نشنوه ...

درکل اگه معلمی به پیری می رسه :

خدا دوسش داشته که با مقام انبیا پیر شه ...

درضمن نشون دهنده ی اینه که نفرین دانش اموز اثر نداره و ...

هیچ کس نمی تونه برایه روز کله ی سحر پاشدن وتا بوق سگ دویدنش متر بذاره ...

.....................................

من الله توفیق


منبع این نوشته : منبع
معلمی ,پیری ,دانش

الله الصمد ...لم یلد و لم یولد...


"تکرار کلمه در نوشته ها عمدی ست!!!"

یک:

تبرک است آن پرده ای که دور تو ...دور تو می کشند ....

شاید خدا ...خدا ...ان پرده را کنار می زند !!!!

کنار می زند تا عبادت مارا ...به چشم خود ...به چشم خود ...ببیند...

دو:

خانه ی خدا بوی صفا و مروه می دهد ...

چون تشنگان خانه اش ...فقط از چشمه ی زمزم ...از چشمه ی زمزم ...می نوشند ...

سه:

سر تو شلوغ است ...بگذار بعدا ...بعدا...

آن گاه که صلوه ظهر ...همه سرگرم نماز تو اند !!!


چهار:

از لا به لای دیوار دست تو پیدا شد ...

پیدا شد و علی (ع)...از شکم فاطمه ...پا به کعبه نهاد ....

پنج:

قهر می کنم ...با تو که دوری فرسنگ ها زمن ...

پشت پرده ای و راز مرا فاش می کنی!!!

شش:

مزار شش گوشه ات قیامت است ...قیامت است برای دعای تو ...

آن دعای عرفه که موقع خداحافظی ات ...جن و انس را به گریه واداشت ...


کفش پیامبر (ص)هنگام معراج ایشان

هفت:

دریغ روی تو را هیچ نقاشی بلد نیست .....

بلد نیست ...ما همین طور عاشقیم و در خانه ی تو ...اسیر ...

هشت:

دیگر ترامپ امروز آزادی ...از بند جمله های من ...

مثل تمام زنده های عالم ...دنبال خدا بگرد ...

نه:

پراید:

مامان !بابا !کجائید؟

ننه خاور:

مگه آدم نیستی؟برو برا شفای بابات دعا کن!

پراید:

مگه بابام خوب نشده؟!

ننه خاور:

آدمی که یهویی 40000یورو بده دست یه پسر بد!کی خوب میشه؟


ده:

رهبرم ...

حج ما در همین سرزمین عشق گذشت ...

به دوره گردی مان ...

به دعای عرفه ...

خدا ...پیامبر(ص)...امام حسین(ع)...همین جاست ...

گوشه یدل مان ...

که تو زنده نگه داشته ای ....این دل مان ...

یازده :

از اول هفته می خام هفته یدولت رو تبریک بگم ...

خودمون می دونیم اداره ی یه شرکت چقدرسخته چه برسه به اداره ییه مملکت ...

من بعضی جاها نه خیلی جاها تغییراتی می بینم که اصلا قابل بیان نیست ...

چقدر کارها راحت تر شده چقدر فکرها راحت تر شده ...

خیلی کارها رو با آرامش بیستر و زمان کمتری میشه انجام داد وواقعا برخی وزرا و هم چنین مجموعه شون ودرراس رئیس قوه ی مجریه زحمت کشیدن ...

بایذ بهشون گفت :خدا قوت ...

نمی تونم نام یه عده رو بگم وبعضی کارا شون ...ولی به جرات می گم که از نظر سیاست عمومی و داخلی برای جمعیت مون چیزی کم نذاشتن و از لحاظ سیاست خارجی هم زحمت می کشن ...

.................

دوازده:

عشق تو مرا کور کرده یا حسین(ع)....

فرداست که عاشورا بیاید  و دعاکنم که بینایم کنی...


سیزده:

وسواسم شدید بود و یه گوشه ای نشسته بودم و داشتم خدا خدا می کردم که یه نشونه ای بیاد که حج ام قبوله ...یهو دیدم یه صدای الله اکبری بلند شد و پرنده های کعبه پریدن و در خونهی خدارو باز کزدن ...دلیلشو هنوزخوب نمی دونم ولی چششم به در خونه ی خدا کهافتاد گریه کردم ...اون جا که خداهست دلمونه باورکنیم اگه بخاد درهای بسته اش رو جوری باز می کنه که باور نمی کنیم ...من به این ایمان رسیدم ...هرکسی هم که بخاد می تونه به این ایمان برسه ...اونم درلحظه ...

............................................

امروز از کسانی که تو مدت نوشتنم ناخواسته "شل و پل "شدن !!!معذرت می خام ...

من یه وبلاگ نویسم ...همین 


منبع این نوشته : منبع
همین ,دعای ,گوشه ,خانه ,پرده ,دعای عرفه

مرده شوری شغلی ست که خانم ها در آن موفق ترند !!!

یک:

چون حلزون میان خانه ی خویش هراسانم ...

دست انداخته ای که از جسم خودم بیایم بیرون !؟نتوانی!

دو:

قرار نیست مراله کنی و من ساکت ...

چنان جیغ می کشم که کلاغ ها بیایند تماشا!!!

سه:

میلیون ها سال قبل سر مالکیت داینا ...یاد گرفتیم با هم صحبت کنیم !...تو خوشت آمد ...رفتی خون گورخر آوردی وروی دیوار مرا کشیدند که دور سرم حباب بود ...

یعنی من طاقت حرف های تو را نداشتم؟!....

دلم می سوزد که نوادگان من ...

بادیدن این تصویر کلا مرا فضایی تصورکرده اند !!!

"خاک برسرم"!!!


چهار:

بسته بودی سریاس را با پلاستیک تا خفه شود!!!

باز کردیم وجز بوی خوش به مشاممان نرسید!!!

پنج:

گول خوردم وبه راه اشتباه دویدم ...

رسیدم به منزل مادرت ...ولی به قهر برگشته بودی منزل!!!

شش:

مزار شش گوشه ات را قلم نمی تواند و تصویر ...

همیشه احساس نقاش است ...نه روضه ی رضوان ...



هفت:

سیاه قلم کشیدم موی تو را چون ندیدمت ده سال ...

به خنده آمدی و لیلی گویان به رخ کشیدی سپیدی مو ...

هشت:

ترامپ نمیر گناه داری اصلا حیف مردن تو ...

چنان نظم جهان را به هم زدی که"نگو"" با پوتین رفتند توی دندان هایت ..."

نه:

پراید:

وای نمی دونید لندن لندن چی بود ...بیگ بن !وای وای!

دایی رضوانی هیولا با چشمک:

کلک راحت شدی نه؟

عمه مینی بوس:

رضی تو هنوز دو ماهه با من نامزدی!

مامان بنز:

بیا پراید 40000هزار یورو!همه اش یه جا!

اگه خودتم می خای ادامه تحصیل بدی اشکال نداره !

پراید:

مامان !این همه پول؟از کجا آوردین؟

مامان بنز:

بابات امتیاز خودشو فروخت به بورکینا فاسو!!!

پراید:

یعنی بابا پژو واقعی بود ؟!!!یعنی ننه خاور و بابا بیوک بودن که بچه ها شونو از خارج آورده بودن؟

دایی رضوانی هیولا:

بدو!تا سرد نشده به خانواده بوگاتی بگو !بیچاره ما همه مون واقعی هستیم!!!




ده:

رهبرم...

فدای شدن برای سرزمین من ...کم است ...

تا جای نماند از من و ...

کسی نداندم ...قضیه چیست!!!



یازده:

سال ها پیش که رسا نه های ارتباتطی مجازی مثل امروز نبود ....کانال ها ی تلویزیون خنده داربودند ویکی از  موضوعات که خنده دارشان می کرد تحقیر و توسری جنس اول بود ...

پیدا نمی کردی عاقلی را میانشان که به آن نخندی ...بطور مثال :نان و خرید داشتند می آوردند منزل که صدای خانم تا سر کوچه می رفت ...که"نفس کش"!بعد جفت پا می رفتند توی جوب آب و سینه خیز تا منزل می آمدند ومثل موش با خوردن تکه ای نان و پنیر به زندگی رقت بار خود ادامه می دادند ...گذشت ورسانه های مجازی آمدند و معلوم شد جنس اول عجب!!!

حالا برای له کردنشان همان فرستادن سرکوچه هم لازم نیست!!!کافیست خودمان را درون لجن بیندازیم تا جنس اول همین طور!!!

این وسط عشق نقش موتور محرک را بازی می کند ...و خودم یعنی مهم قضیه !!!

با این تفاوت که جنس اول ...اول باید با کاتیوشا منفجر شده تا کل عالم بفهمند و جنس اول دوم باید بفهمد چه تحفه ای بوده !!!که خودمان را زده ایم زمین تا قربانیش شویم ....

دراین نوشته مرده شور فمنیست واین ها را ببرند!!!ااگر دروغ می گویم ...بگو می گویی "نگو نگفتی"

......................................................................

بعضی ها برای همراهشان میلیارد ها خرج می کنند و این از تلفن همراه تا سگ شان را شامل می شود ....بعد بعضی دیگر زندگی شان را به فنا می دهند و ارزشی برای همراه همیشگی خود یعنی همسر هم قائل نیستند یاللعجب ...جل الخالق


منبع این نوشته : منبع
یعنی ,پراید ,منزل ,خنده ,رضوانی هیولا ,دایی رضوانی ,دایی رضوانی هیولا

جمعیت اقیانوس ها و دریاها بالای هزار میلیارده باور کن...یه وق جهانو نخورن؟!!!

یک:

معروفترین عاشق شهر بودم ..."امیر"

رتبه ام بالاتر از جنون ..به مجنون می ماند !!!

دو:

صد قدم تا باغ مانده بود ...می لرزیدم ...

به حال بید های باغ ...حال من شبیه نبود؟

سه:

اشکم را در آوردی و دلم به حال خودم سوخت ...

که دو چشم من گناهشان چه بوده است جز ضعف و دلسوزی؟!!!


چهار:

رفع زحمت می کنم دیگر در مجلس شما نیستم ...

می روم مجلس دیگر ...میان فرشته ها برقصم...

"خاطرات یک پروانه"!!!

پنج:

پودر شد استخوانم یوسفم ...اما داستان من ...

هنوز خوانده می شود با صوت به عتوات احسن القصص...

شش:

مزار شش گوشه ات را باختند آنان که برگشتند ...

هیچ اشکال ام ندارد ...تعویض رویا با بهشت ...


هفت:

و می روند میزهای قدیمی و کهنه ...همگی باهم ...

مسئله نشیمن گاه نیست ...وسواس فکری مطرح است!!!

هشت:

ترامپ هیچ نترس ...خودم باهات هستم ...

فقط چند سئوال کلیشه ای می پرسند:مثل آدم می شوی یا خواهی شد؟!!!

نه:

ننه خاور:

وا بنزی!ورداشتی برا پراید آش پشت پام پختی ؟این پسر رفته رشت برگرده !!!کلا 5 ساعت راهه تا لندن !!!

مامان بنز:

ننه خاور!ببالاخره بچه ام لندن که رفته ...

ننه خاور:

عروس گلم!ترمی 5000یورو باید بده بوگاتی یه مدرک بگیره مگه بوگاتی پدر پولدار نداشت ؟آخه خرج تحصیل به این سنگینی افتاده رودوش این ...حالا تو داری آش پشت پام می پزی؟

مامان بنز:

دیگه ناچار بشم پارکینگ ظفرو می فروشم !

بابا بیوک:

بالاخره قرصاتونو می خورین آدم شین یا بدم تعمیر کار جیگر تونو دربیاره!!!


ده:

رهبرم ...

قولی که داده بودی سرانجام شد ...

دیدم بهار را که گذر می کند از شانه ی نسیم ....

یازده:

برام دعا کنید ...

..................................

چطور می تونیم مثل آیت ا...مرعشی نجفی بشیم؟45000عنوان کتاب داشته باشین بعد یه کتابخونه درست کنیم عین ماه ...

این جور چیزا تو دنیا بی نظیره ....خداایشون رو بیامرزه 

.........................................................

راجع به تیتر نترسید دریایی ها آب شش دارن!!!




منبع این نوشته : منبع
خاور

وه چه بیگانگی غمناکی ...آوخ این فاصله ها را که چه بیداد گرند ...

یک:

قهوه ی چشم تورا جرات شیر دلم نیست ...قاطی نشدم ...

یک گوشه ی قلب تو بگیرم زانوم ....بهتر نیست ؟!!!

دو:

به کشف لب تو مشغول ام هنوز ...

بگذار میان خون رگ هایم قند بیداد کند ...

سه:

فرصتم نیست که تا آخر عمر زنده باشم ...

اگرم ساعت بیداری من ...چشم تو باشد ...


چهار:

میان زباله های شهر سکوت بود...

هیچ کدام تا آن شب ندیده بودند ...

که انسانی سوخته میانشان بخوابد ...

تا فردا ...

پیدایش کنند ولابد برایش گریه هم ...می کردند ...!!!

پنج:

دستور زبان فارسی بیش از این کشش نداشت ...

که تو بنویسی:

دوست داشتم ...ولی النگو نمی خری ...گمشو!!!

شش:

مزار شش گوشه ات شلوغ بود تا آن جا که من ...

دستم نمی رسید ...ولی چشم اورده بودم برای روضه ات یا حسین (ع)...


هفت:

توی کیف پول های اماده بودند ...تو نخواستی ..بیمارستان شلوغ بود ...

همانجا خوابیدی که کیف پول من اثر نداشت ...

فردایش فهمیدم ....

که قلب و چشم هایت را اهدا کردی ...

که سال ها بی تفاوت از کنارشان عبور کرده بودم ...

با گریه امدم ...کنار مزار تو ...

ارتباط ما دیگر همان سنگ قبر ...

چون قلب و چشم ات را بخشیده بودی به 

پیرمردی که طاقت دیدن مرا نداشت!!!

هشت:

ترامپ اینه بین بیاور تا پیدا کنی ...

کسی را که واقعا تو را برای خودت دوست بدارد !!!

نه:

پراید:

مامان ما داریم می ریم انگلیس اومدیم خداحافظی ...

بابا پژو با خنده:

پسرم!تو با استانداد های جهانی قابل قیاس نیستی بمون تهران!درضمن ممکنه تا برگردی من نباشم...

مامان بنز:

چطوری ویزا گرفتی ؟حالا مهم نیست انشالله کی می رین؟

پراید:

بوگاتی بورسیه گرفته من می رم می ذارمش بعد برمی گردم !!!

همه ی خانواده باهم :نه!!!

ده:

رهبرم ...

دوست داشتن تو وظیفه نیست ...

عشقی ست که از عشق ...

به گردن ماست ...

یازده:

وفات امام باقر(ع)...تسلیت ...امروز خودمم غم دارم ...می دونم که با ذکر ائمه همیشه ازغم کم میشه ...مواظب خودتون باشید ....یا علی 



منبع این نوشته : منبع
دوست ,نداشت

آدرنالینم ...خشک شده ...فیلم ترسناک نداری؟!!!

یک:

برده ای از من سرمایه ام ...بی تو فقیر می مانم ...

فقر می پوشم دیگر...دانای من  ...اصل سرمایه تو بودی...

دو:

نوش جانت ...آن غم پررنگ ختی سیاه رنگ ...

من مرده ام ...

و تو تازه فهمی ده ای عشق را ...

روی برگه ی اعلامیه ...

چطور بخوانی !!!

سه:

می خواهم پشت درهای وجود تو ...

با خویش تنها باشم ...

و منتظر به اینکه تو کی درهای 

لمس انتظار مرا باز می کنی ...

"حتی شاید هرگز"!!!


سه:

فرشته های ابی زده ام روی پیراهن سفید تو ...

توی تاکسی کسی انقدر عطر ارزان قیمت می زند؟!!!

چهار:

تنگم مثل باربی توی پوست خود...تا تو به گشادی سایز 65

دوستم داشته باشی ...

پنج:

صورتم سوخته است و از راه دور خورشید به نظر می آیم ...

جنس تو عشق را هم این طور دورا دور می پرستیده است !!!


شش:

مزار شش گوشه ات پیام داشت و می شنیدم من ...

رقیه ها اگر از دست هم بروند ...خدا خداست...

هفت:

میان هفته به یاد تو مهدی (ع)هستیم ...

مگر که انتظار اول و آخر دارد؟...


هشت:

واقعا ترامپ چه فکر کرده ای که ژن سفید ..

هزاران خنگ مثل تو داشته و دارد!!!

نه:

پراید:

بابا نمی دونی چقد رخوشحالم گه حالت خوب شده!!!بو گاتی انقدر برات دعا می کرد ...اصلا بابا یه چیزی اگه آدم بودی!موهات می ریخت ...خوبه که ماشینی !!!

ننه خاور:

پژو !چراراستشو نمی گی به بچه هات که بچه دار نمی شدی هردو رو از پرورشگاه گرفتی !!!

پراید:

چی؟!!!یعنی من پدرو مادر پولدار داشتم !تا حالا به نمی گفتید؟من که اخلاق شما رو می دونم از سر انسانیت به بچه ی مردم کمک نمی کنید!!!

مامان بنز:

ننه خاور ...پژو تازه دوساعته از بیمارستان اومده !آخه چرا با این بیجنبه شوخی می کنی؟

پراید:

برو نامادری!تا حالا چند بار منو از خونه بیرون کردی وووتو نبودی منو با دیپلم فرستادی سربازی ...منتظر نشدی تو کنکو ربرا لیسانس قبول شم!

یالله بوگاتی تو اینستا گرام دنبال مامان و بابام بگردیم ..حتما میلیاردرن!

بوگاتی با خمیازه:

اره!شایدم چشم تیبا رو در اوردیم یه دفه اقامت امریکارم گرفتیم!!!

بابا پژو:

تو خودرویی!حالانه؟بیا بریم ازمایش دی ان ای...

پراید:

من از ازمایش خون می ترسم!

ننه خاور:

خوددانی به هرحال از ارث محرومی!!!


ده:

رهبرم ...

به آشفتگی شهر اعتقاد ندارم ...

به آرامشی که در کلام ...روحانی ...شما هست ...


یازده:

دست هایش را بالا برد و ارام جلو آمد ...

مرد سیاه پوش اول سرش را تکان داد و مرد سیاه پوش دوم با جدیت تمام اسلحه اش را تکان داد ...

جلو آمد خیلی جلو مرد سیاه پوش دوم تمام بدنش را تفتیش بدنی کرد ...هیچی نداشت ...حتی یک ناخن گیر !

مرد سیاه پوش اول خندید و به مرد سیاه پوش دوم اشاره کرد که یعنی بیاید جلو و هنوز خونسرد بود ...

یکهو داد زد:

ای ابلهای کثیف یعنی هنوز منو نمی شناسید ؟

مرد سیاهپوش دوم با جدیت گفت:

نه!ما هنوز رئیس جدید خودمونم نمی شناسیم!!!

مرد سیاه پوش اول اخم کرد و مرد سیاه پوش دوم ادامه دا:نکنه ناهار آوردی؟

مرد با خونسردی گفت:

نه!حکم جدید آوردم!

ازاین به بعد شما دو نفر نگهبان باغ نیستید...شما نگهبان استخر هستید!!!

اینجارو هم خریدم !اسمم دون کورلئونه است می فهمید؟

مرد سیاه پوش اول سرش را تکان دا د و مرد سیاه پوش دوم اسلحه اش را چک کرد و بعد هردو در حالی که قر می دادند رفتند انتهای باغ برای نگهبانی استخر!!!

....................................................

اونی که ازش انتقاد نمیشه یا خوننده نداره یا عیب نداره یا اصلا وجود خارجی نداره ...

منظورم خودم نیستم ا ....کلا می گم !!!

........................................................

کلا صبوریتون رو درمورد خودم تحسین می کنم اهالی فضای مجازی!!!



منبع این نوشته : منبع
سیاه ,پراید ,نداره ,تکان ,خاور ,یعنی

لیلی با من است ....

نوشته های امشب رو تقدیم می کنم به سرکار خانم لیلا حاتمی بدون درنظر گرفتن هیچی فقط به خاطر اون لحظه ای که تصمیم گرفت تافیلم رگ خواب رو بازی کنه 


یک:

زدی به شاخه ی درخت و هزار گردو ریخت ...

من در پی دلم بودم که اززمستان روی درخت نارنج آویزان بود!!!

دو:

من درقلب تو به اندازه ی یک گیلاس جا داشتم ....نه؟

کی گفته بود برای یارت شربت آلبالو در آن بریزی ...شکست؟

سه:

پشت تمام خاطرات من با تو خنده بود ...چه دیر فهمیدم ؟

لحظه ی آخر ی که داشتم پرواز می کردم و شهر به قدر یک نو خود !کوچک بود!!!


چهار:

نیزه ی مژگان تو ای مژگان به قلبم کار کرد ...

اشک می ریخت روی گونه ی من ...پزشک گفت:به هوش آمد !!!

پنج:

جمعه را به نام تو ای مهدی(ع)تمام می کنیم ...

وزندگی فردا به عشق حضرت رسول (ص)آغاز می شود ...

شش:

مزار شش گوشه ات را یافتم در گوشه ی قلبم ...

می نشینم روی سجاده تا ...زیارت نامه ات را هرشب بخوانم یا حسین(ع)...


هفت:

از روی بیکاری ؟!من دکترای فلسفه ام!

عشق در هر مقطع تحصیلی ...امکان وجود دارد!!!

هشت:

ترامپ غذای چینی نخور خام است ...

همان هات داگ و همبرگر کمکت می کند برای نگهداری فرهنگ یو اسی!!!

نه:

پراید:

مامان حالا بابا پزو میمیره !

مامان بنز:

پراید حوصله ندارم ولم کن...زبونتو گازبگیر من یه عمر بابابات زندگی کردم ...

تیبا خانم خواهر پراید:

مامان منو از کانادا کشوندی ایران برای یه موتور سوزی !خوب این بدبخت یه عمر زحمت کشیده ...

یه اتاقک و یه موتور جدید براش می خریدی!!!

بوگاتی:

اگه از پولای پراید می خاین اینکارو بکنید باید بگم داریم پارکینگ می خریم!!!راحت شیم!!!

ننه خاور:

دهنتو نو ببندین ...پسرم همیشه یه پس انداز داشت به نام صندوق ذخیره که به من سپرده بود ...خودم با دکتر (مکانیکش)صحبت کردم ..کارای لازم انجام می شه ...

بنزی پاشو یه سینی چای بیار ...ببینم با این دو تا بچه حرف زدی خودم با دستای خودم می کشمت!!!


ده: رهبرم ..

تنم می سوخت از تب اندیشه ی کشورم ...

شما به فکر بودید و سربازان ولایت ...

ارامش حضور...

یازده:

بردبار باشم کنار تو صد سال به تنهایی ...

باشم کمار تو باشم ...ای آغوش همراهی ...

دوازده:

سرگیجه و سردرد عجب حال و هوائیست ...

تو درسرمن باشی و من حال خوشم کو؟

سیزده:

یه داستان ام بود بمون فردا...یه جمله ی کلیشه ای"بقیه هنرمندان کشور ناراحت نشن من اسم خانم حاتمی رو آوردم !همه شونو دوس دارم"...آها اینو بگم یه دفه ازیه هنرپیشه یه چی نوشتم واقعا ناراحت شد چه فرقی می کنه حالا بگم کی !!!

مخلصتونم ملت

آهان نام عنوان دیشب آزمایشگاه فیزیکی ست درهیدا ژاپن 


منبع این نوشته : منبع
پراید ,خانم

سوپر کامی کانده!!!

یک:

سیب روی تخت حوض ...حیف سیب بود !!!

برای گاز زدن بیش از حد معمول ...سرخی اش را می کشید به رخ ...

دو:

توی توی قلب من ....ارزوی چشم تو بود ...

از ته قلبم می خواستم که تخم چشم تو ...مال من باشد !!!

سه:

فردای تولدم ...

مرا انداختی بیرون !!!

لابه لای زباله های شهر مرا پیدا کردند ...

که دستم مشت شده بود ...

تا یک تارموی تو را میان خود حفظ کند ......


چهار:

قند می ریخت از دهان هلوب انجیری ...

من پول نداشتم ...

قند داشتم ...

اصلا به من چه؟!!!

پنج:

توی کامپیوتر تصویر تو خوشگل بود ...کمر باریک موبلند ...چشم ابی ...

ولی اهل خانه به اعتقاد زشتی و اقعی تو ...

هنگام ملاقات ...

مرا دزدیدند !!!


شش:

مزار شش گوشه ات صفای بهشتی دارد ...

منی که عاقبتم جهنم است ...

یا حسین (ع)بگذار بیایم ...

هفت:

مهدی(ع)...زیارت تو برای ما هرروز امکان دارد...

چرا که شرع و طبیعت به زنده بودن تو ...معترف است ...


هشت:

ترامپ ما نگفته ایم که بالای چشم تو ابروست ...

خودت فشار می آوری به چشمانت ...که کورشدم ابروی من کو؟

نه:

پراید:

مامان !من هیچ.قت تو رو درک نکرده بودم ...تو چطور زندگی رو می چرخوندی ؟چطور مارو راضی نگه می داشتی ؟چطور؟

مامان بنز:

پسرم!ما تویه دوره ی سختی بزرگ شدیم و زندگی کردیم ...عادت داریم از شما برنمی آد ...

بوگاتی:

پراید !عجب بی جنبه ای!رفتی جردن یه دامن برامن بخری دومیلیون ناقابل !آبروی همه رو بردی !!!

مامان بنز:

آره پراید؟!!!


وه:

رهبرم ...

چه عشق می ورزم به دانایی تو ...

وقتی میان به ظاهر دانایان ...

عاقبت کار ...

اندیشه ی گذشته ی توست ...


یازده:

داروین خودش رو کشت بگه ما شباهت بسیاری به میمون داریم !!!

یکی در نیومد بگه :

بابا داروین جان شباهت ظاهری که مهم نیست ...مغز باید شباهت داشته باشه ...

الن هرچه داریم از مرغ مینا داریم ...می شینه با ما تخمه می خوره و فیلم میبینه و می گه:"

طرف خوشگل بود؟طرف خوشگل نیست؟"!!!!


دوازده:

"مخلص ملت ایران...بچه های سرباز فضای مجازی دمتون گرم"



منبع این نوشته : منبع
داریم ,شباهت ,خوشگل